کاش می دانستم در آن سوی نگاهت چه رازی نهفته است و

 بی پروا   راز نهفته در سکوت را برايت آشکار کنم و آواز تنهاييم

 را به گوش تمام رهگذران تقدير برسانم

 کاش می دانستی که در نبود تو چگونه به آغوش

 سرد اندوه پناه ميبرم فقط برای يک بار قدم بر گلستان خيالم

 بگذار و رخصتی ده تا بر تنهايی خود خط بطلان بکشم

 بگذار   با تو فراموش کنم تهاجم اندوه را