لحظه ها
لحظه ها رو با تو بودن ، در نگاه تو شكفتن
حس عشقو در تو ديدن مثل روياي تو خوابه
با تو رفتن با تو موندن مثل قصه ، تو رو خوندن
تا هميشه تو رو خواستن ، مثل تشنگي آبه
اگه چشمات منو ميخواست ، تو نگاه تو ميمردم
اگه دستات مال من بود ، جون به دستات ميسپردم
اگه اسممو ميخوندي ديگه از ياد نميبردم
اگه با من تو ميموندي ، همه دنيا رو ميبردم
بي تو اما سر سپردن ، بي تو و ، عشق تو بودن
تو غبار جاده موندن ، بي تو خوب من محاله
بي تو حتي زنده بودن ، بي هدف نفس كشيدن
تا ابد تو رو نديدن ، واسه من رنج و عذابه
توي آسمون عشقم غير تو پرنده اي نيست
روي خاموشي جز تو اسم ديگه اي نيست
توي قلب من عزيزم هيچكسي جائي نداره
دل عاشقم به جز تو هيچكسي رو دوس نداره
لحظه ها رو با تو بودن .............

+ نوشته شده در شنبه ۲۳ دی ۱۳۸۵ ساعت 12:32 توسط $
|