باورم نمی شد!!!
یه روز گفت :میرم و بر نمیگردم.خندیدم و باورم نشد.روز دوم گفت:کوله بارمو بستم.
بازم خندیدم.روز سوم وقتی داشت میرفت،دیگه باورم شد و هر چقدر گریه کردم،حالا
اون گریه هامو باور نمی کرد![]()

+ نوشته شده در دوشنبه ۱۸ دی ۱۳۸۵ ساعت 4:34 توسط $
|